
دیروز آتیش
امروز غربت
فردا اما میرسه منتقم زهرا…
می روی اما اگر میشد بمانی خوب بود
با تو زهرا، لحظه های زندگانی خوب بود
شد سلامم بی جواب و فاطمه در غربتم
مایه ی آرامشم شد، همزبانی خوب بود
زندگی کردی کنارم، ساده و بی ادّعا
در کنارت خوردن یک قرص نانی، خوب بود
در غروب کوچه ها و در میان شعله ها
بر دفاع از حق حیدر پاسبانی خوب بود
خنده را از تو گرفته درد پهلوهای تو
خنده هایت فاطمه در این جوانی، خوب بود
می روی از هوش هردم، حال و روزت خوب نیست
می روی، اما اگر میشد بمانی خوب بود
یادم آید روزهایی را که می گفتی «حسیـــن»
با نوای تو چقدر این روضه خوانی خوب بود

سایت رسمی مهدیون کرج سایت رسمی مهدیون کرج